السيد محمد حسين الطهراني

31

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

خير للصّابرين . [ حكم قصاص در قرآن ، حكم حياتى است ] وقتى عفو كه ناشى از بهترين صفات نفسانىّ ، و ملكات روحىّ و روانىّ است ، براى عموم مسلمين بهتر باشد ؛ براى أمير المؤمنين عليه السّلام كه در إيمان ، امارت بر همه دارد ؛ مسلّما أولى و بهتر خواهد بود . ولى عفو در اراده و اختيار حضرت امام حسن مجتبى : ولىّ دم پدرش بعد از رحلت بود ؛ و اگر مقتضيات اجازه مىداد ، او نيز طبق خواستهء پدر و اولويّت قرآنيّه ، عفو مىفرمود ؛ ليكن أوضاع آن‌روز از پيدايش خوارج ، و جبهه گيرى معاويه و سردمدارانش در قبال أمير المؤمنين عليه السّلام ، موجب آن مىشد كه عفو وصىّ پدر را از چنين ضارب خطرناكى ، حمل بر ضعف قوا و حكومت او نمايند ، لهذا او قصاص را ترجيح داد ؛ و طبق وصيّت پدر فقطّ يك ضربه به قاتل وارد كرد . قصاص كه فقطّ در جنايات عمدى است ؛ يعنى كشتن قاتل را در برابر كشتن ؛ و بريدن دست ضارب را در برابر بريدن دست ؛ و زبان را در برابر قطع زبان ، و چشم را در برابر چشم ، در صورت تعمّد در جنايت ؛ از عالىترين دستورات قرآن است . زيرا أوّلا چنين جنايت عمدى را ، شخص ، جانى بر مجنىّ عليه وارد ساخته است ؛ و حيات انسانى و سلامت او را در خطر انداخته ؛ و از نعمت عمر ، و يا كمال اجزاء و اعضاء تن ، ساقط نموده است . اين حقّ فطرى و عقلى و شرعى شخص مضروب است كه ضارب را به همان نهج پاداش دهد . و ثانيا قصاص موجب جلوگيرى از جنايت است . اگر مردم بدانند كه در صورت جنايات عمديّه ، خودشان به همان طرز پاداش مىشوند : يعنى قاتل را مىكشند ؛ كسى به ديگرى سيلى زده ؛ سيلى مىخورد ؛ كسى كه استخوان كسى را عمدا شكسته است ، همان استخوانش شكسته مىشود ؛ كسى كه گوش كسى را بريده است ، گوشش بريده مىشود ؛ در اين صورت ، إقدام بر جنايت نمىكند . ولى اگر حكم قصاص بطور قانون جعل نشود ؛ و در برابر جنايت ، حبس و يا تبعيد و يا ديه ( پرداخت پول خون ) جعل شود ؛ مردم إقدام بر جنايت مىكنند ؛ و بر